لطيف قزوينى
مقدمه 41
فوائد الطفية ( فارسى )
تاريكىهاى متن روشن و آشكار گرديد ، به جز دو سه واژهء گنگ يا مخدوش كه از تيررس همهء اين روشها دور تر بود و سرانجام نيز دانسته نشد ، كه هر مورد در جاى خود در پانوشت ياد گشته است . امّا دربارهء خطاهاى نويسنده يا كاتب نيز چند كلمهاى گفتنى است ، اين بنده مىدانست كه صاحبنظران تصحيح متون ، غلطگيرى و اصلاح آراى نويسنده را در داخل متن اصلى هرگز برنمىتابند و اين كار را فقط در بخش پانوشت يا تعليقات كتاب روا مىدانند . نگارنده با وجود پذيرش اين اصل كلّى چنين مىانديشيد ( و هنوز با خود مىگويد ) كه دست كم در تصحيح متون كاربردى طبّى - كه گاه خطاى در لغات مىتواند عطاى حيات را از كسى بستاند يا به آن آسيب برساند - گذاشتن استثنايى در اين قاعده ، ناپسند نيست و براى پيشگيرى از زيانى ناخواسته ، در مواردى كه خطايى خطير و بيمآور به جان به متن راه يافته است ، بهتر است آن را در همان داخل متن اصلاح كرد و رأى نويسنده يا ضبط كاتب را در همان صفحه بىكموكاست به پانوشت برد . نگارنده ، اين نظر را با سه تن از اديبان و متنپژوهان نامآور و برجستهء اين عصر در ميان گذاشت و چون هر سه تن را در ردّ نظر خويش همرأى يافت و در خطاهاى موجود در متن نيز بيم جان نديد ، از زنهار و هشدار آن اساتيد گرانمايه سرنتافت و در اين نوبت ره چنان رفت كه رهروان رفتهاند . ناگفته نماند اين بنده هنوز بر اين باور است آنجا كه لغزش نويسنده يا كاتب ممكن است به خطايى هولناك در تشخيص و درمان منجر شود بىدرنگ بايد طبيبانه و پيمانگذارانه جان آدميان را از جاى واژگان برتر نهاد و حتى چند سطر تأخير و تأخّر در افشا و اصلاح خطاهاى سهوى بدفرجام را روا ندانست . بارى ، چنين شد كه در تصحيح اين اثر حتى در مواردى كه اشتباه نويسنده يا كاتب بسيار فاش و هويدا بود باز هم متن دگرگون نشد و در آن هيچ دستبردى نرفت و اصلاح و توضيح مصحّح با نشانى منابع و شواهد معتبر در پانوشت آورده شد ؛ پارهاى از اين خطاها نوشتارى و املايى ( مانند نوشتن رنج به جاى ريح ، يا زهير به جاى زحير ، يا معوف به جاى مؤوف ، و چندين مورد ديگر ) و برخى ديگر محتوايى و تخصّصى بودند ( مانند خطا در توصيف اضلاع صدر ، يا حال زبان در تغيّر كلام ناشى از تشنّج استفراغى ، و نيز موارد ديگر ) . آنجا كه به حسب نياز و ضرورت ، واژهاى به متن افزوده گشت ، واژهء افزوده شده در كروشه [ ] گذاشته شد تا آميختگى آن به متن اصلى پوشيده نماند . در متن كتاب ناهمسانىهايى در ضبط برخى واژهها به چشم مىخورد ، مانند : گل ارمنى / گل ارمن ، بنكو / بنگو ، و انزروت / انذروت ، و صعتر / سعتر ، يا واژههايى مانند اطباء و امعاء و اعضاء و ابتداء كه